شیفتگان حسین ع
مردک پست که عمری نمک حیدر خورد
نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد
ایستادم به نوک پنجه پا اما حیف دستش
از روی سرم رد شد و بر مادر خورد
..........................................
خاری به چشم های من انگار می کشی
وقتی که آه از دل خونبار می کشی
بر زانوان بی رمقت راه می روی
بر شانه بار غصه بسیار می کشی
انگار سوی چشم تو از بین رفته است
کین گونه دست به دیوار می کشی
شانه به موی دختر دردانه می زنی
دستی بر آن نگاه گهربار می کشی
جاروی خانه پخت غذا روز آخری
داری چقدر از بدنت کار می کشی
از این نفس نفس زدنت خوب واضح است
دردی که از جراحت مسمار می کشی
.............................................
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون بوی یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود
.............................................
زهرا که وجودش سبب خلقت ماست
صد شکر که نور مهر او قسمت ماست
فرمود امام عسگری در وصفش
ما حجت خلق و فاطمه حجت ماست
............................................. نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ آخرین مطالب پيوندها نويسندگان |
|||
![]() |