شیفتگان حسین ع پنج شنبه 4 آذر 1391برچسب:, :: 1:0 :: نويسنده : جواد زین العابدینی
روز نهم - در روز نهم محرم، «شمر بن ذی الجوشن» با نامهای كه از «عبیدالله» داشت از «نخیله » - كه لشكرگاه و پادگان كوفه بود - با شتاب بیرون آمد و پیش از ظهر روز پنجشنبه نهم محرم وارد كربلا شد و نامه «عبیدالله» را برای «عمر بن سعد» قرائت كرد، ابن سعد به شمر گفت «وای بر تو! خدا خانهات را خراب كند، چه پیام زشت و ننگینی برای من آوردهای، به خدا قسم! تو عبیدالله را از قبول آنچه من برای او نوشته بودم، بازداشتی و كار را خراب كردی ...». - «شمر» كه با قصد جنگ وارد كربلا شده بود، از «عبیدالله بن زیاد» امان نامهای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس علیهالسلام گرفته بود كه در این روز امان نامه را بر آن حضرت عرضه كرد و ایشان نپذیرفت، شمر نزدیك خیمههای امام حسین علیهالسلام آمد و عباس، عبدالله، جعفر و عثمان (فرزندان امام علی علیهالسلام كه مادرشان ام البنین علیهاالسلام بود) را طلبید، آنها بیرون آمدند، شمر گفت «از عبیدالله برایتان امان گرفتهام»، آنها همگی گفتند «خدا تو را و امان تو را لعنت كند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبرمان نداشته باشد؟!». - در این روز اعلان جنگ شد كه حضرت عباس علیهالسلام امام علیهالسلام را باخبر كرد، امام حسین علیهالسلام فرمود: «ای عباس! جانم فدای تو باد، بر اسب خود سوار شو و از آنان بپرس كه چه قصدی دارند؟»، حضرت عباس علیهالسلام رفت و خبر آورد كه اینان میگویند: «یا حكم امیر را بپذیرید یا آماده جنگ شوید». امام حسین علیهالسلام به عباس فرمودند: «اگر میتوانی آنها را متقاعد كن كه جنگ را تا فردا به تاخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز كنیم و به درگاهش نماز بگذاریم، خدای متعال میداند كه من بهخاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم». نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ آخرین مطالب پيوندها نويسندگان |
|||
![]() |